ابو القاسم راز شيرازى

98

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و السنة بسرّ قد تناجى * تغيب عن الكرام الكاتبينا و اجنحة تطير به غير ريش * الى ملكوت ربّ العالمينا فتسرح فى رياض الخلد طوبى * و تشرب من شراب العارفينا فاورثها الشّراب لسان صدق * يفوق علوم ربّ العالمينا شواهدنا علينا ناطقات * تبيّن كذب دعوى المدّعينا يعنى گفت ابن عبّاس كه اجتماع كرده بوديم ما در مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و علىّ بن ابى طالب عليه السّلام در ميان ما سخن مىكرد سخنى غريب در توحيد كه ناگاه برجست از ميان ما « حارثه » « 302 » و حال آنكه او شب را

--> ( 302 ) - « حارثة بن مالك بن نعمان انصارى » از اصحاب خاصّ حضرت رسول اكرم است و اين همان كس است كه روزى پيغمبر اكرم از او پرسيد كيف اصبحت : چگونه صبح كردى ، حالت چگونه است ؟ عرض كرد اصبحت موقنا : صبح كردم درحالىكه اهل يقينم . . و از متن اين حديث كه در « اصول كافى » نيز بگونه‌اى ديگر نقل شده برمىآيد كه « حارثه » از اصحاب حال آن حضرت بوده و مرتبه عين اليقين او را مسلّم بوده است و اين حديث را « مولانا » در « مثنوى » بدين‌گونه بنام زيد آورده است : گفت پيغمبر صباحى زيد را * « كَيفَ اصْبَحت » : اى رفيق باوفا گفت « عبدا مؤمنا » باز اوش گفت * كو نشان از باغ ايمان گر شكفت گفت تشته بوده‌ام من روزها * شب نخفتستم ز عشق و سوزها تا ز روز و شب گذر كردم چنان * كه ز اسپر بگذرد نوك سنان گفت ازين ره كو ره آوردى ؟ بيار * در خور فهم و عقول اين ديار گفت خلقان چون ببينند آسمان * من ببينم عرش را با عرشيان هشت جنّت هفت دوزخ پيش من * هست پيدا همچو بت پيش شَمَن يك‌به‌يك وامىشناسم خلق را * همچو گندم من ز جو در آسيا كه بهشتى كه ؟ و بيگانه كى است * پيش من پيدا چو مار و ماهى است جمله را چون روز رستاخيز ، من * فاش مىبينم عيان از مرد و زن هين بگويم يا فروبندم نَفَس * لب گزيدش مصطفى يعنى كه بس در پاورقيهاى بعد در دنبالهء همين مطلب باز هم دربارهء « حارثه » مطالبى بيان خواهد شد ان‌شاءالله .